مكتب موسيقي استاد دکتر رضا وهدانی

 


Home
تاریخ موسیقی (History)
آثار و زندگینامه  (Works)
عکسها (Gallery)
شاگردان  (Students)
CD. & VCD.
آموزش (Instruction)
مکاتیب استاد وهداني (Letters)
تماس (Contact)

 

پيوندها:

بزرگان موسیقی سنتی ایران

سايت استاد محمد رضا لطفي

تاريخ موسيقي معاصر

سايت استاد همايون خرم

سايت  پرهام ناصح پور

سايت كيوان ساكت

سايت استاد ذوالفنون

سايت استاد فرهنگ شريف

سايت استاد روح الله خالقي

گروه كامكارها

سايت جهانشاه صارمي

سايت داريوش طلايي

سايت مجيد درخشاني

سايت حميد متبسم

سايت هنر موسيقي ايران

سايت اخبار موسيقي

سايت محمد رضا درويشي

سايت امين الله رشيدي

سايت پريسا بديعي

سایت  - اکبر گلپایگانی

سایت  - علیرضا افتخاری

سایت  - مسعود خادم

سایت  - گفتگوی هارمونیک

سایت  - هارمونیا
سایت  - هنر و موسیقی
سایت  - مازیار کربلایی

سایت  - آلبوم عکس شجریان

سايت فروشگاه موسيقي

وبلاگ ::تاروسه تار

وبلاگ :: هوشنگ ساماني

(موسيقي ايران زمين)

وبلاگ :: دل آواز

وبلاگ :: یاد استاد

وبلاگ :: گلپــــــا

وبلاگ :: آواز

وبلاگ :: استاد شجریان

وبلاگ :: پیمان ناصح پور

وبلاگ :: همایون شجریان

وبلاگ :: مقــــــام

وبلاگ :: راست پنجگاه

وبلاگ : ایرج

وبلاگ :: دود عود

وبلاگ :: خدای آواز

وبلاگ :: فوتوگرافیک

وبلاگ :: کرشمه

وبلاگ :: شمس تبریزی

وبلاگ :: الفبا

وبلاگ :: نواهای ایرانی

وبلاگ :: چهارمضراب

وبلاگ :: نیواک

 

 

 

 1- يادداشت استاد رضا وهداني درباره مجمع عمومي خانه موسيقي

2-آخرين مصاحبه استاد

3-سخنراني مهندس همايون خرم در مراسم استاد وهداني در تالار وحدت ارديبهشت 1382

 

 1- يادداشت استاد رضا وهداني درباره مجمع عمومي خانه موسيقي

استاد رضا وهداني، رديف دان و نوازنده تار، درباره مجمع عمومي خانه موسيقي ايران، يادداشتي را براي ما ار سال كرده است كه عيناً در پي مي آيد، هفته نامه موسيقي و تجسمي ايران در موضعي بي طرف، براي انتشار نقطه نظرات متفاوت اعلام آمادگي مي كند:

برگي از تاريخ موسيقي ايران، از مكتب موسيقي وهداني، به روزنامه [وزين] صبح ايران

سلام عليكم:

اين قافله تا به حشر لنگ است.

به حضور محترم مدير مسؤول روزنامه وزين صبح ايران

در كمال ادب و احترام در روزنامه ايران خيلي كوتاه، در هفت سطر آمده است، به گزارش [ايسنا]، در جلسه مجمع عمومي كميته [خانه موسيقي] كه در روز يكشنبه با حضور اكثريت قاطع اعضاي تشكيل شد؛ و اعضا هيأت مديره انتخاب شدند.

جاي بسي اميدواري است، كه دعوت مجمع عمومي خانه موسيقي با حضور اكثريت اعضا تشكيل شد. اين خود گوياي فرهنگ بالاي هنرمندان موسيقي است.

و اما دعوت مجمع عمومي خانه موسيقي، براي روز دوشنبه ۲۴ ديماه بود، نه روز يكشنبه ۲۳ ديماه. ممكن است گفته شود، كه چه فرقي مي كند؛ يكشنبه باشد، يا دوشنبه. بله من هم قبول دارم؛ ولي: اين امر ثابت مي كند كه متأسفانه گزارشگر محترم روزنامه ايران در محل حضور فيزيكي نداشته اند. به نظر مي رسد اين گزارش از طرف خانه موسيقي براي روز پنجشنبه ۲۹ ديماه به روزنامه ايران فرستاده شده است.

مشكل قضيه موسيقي سنتي ايران همين جا است، كه مطبوعات محترم ايران، تكليف ملي و رسالت خودشان را در رابطه با به اين فن شريف احساس نمي كنند؛ و متأسفانه نسبت به گذشته و آينده اين ميراث فرهنگي بي تفاوتند، چرا؟!. چرا نبايد گزارشگر محترم [ايسنا] در اين امر مهم حضور داشته باشد؟! چرا نبايد حقيقت تلخ آن جلسه، به گوش اشخاصي برسد كه جز به راستي و درستي نمي انديشند؟ ممكن است گزارشگر محترم مدعي باشند كه در روز دعوت حضور فيزيكي داشته اند. در اين صورت گلايه تاريخ موسيقي ايران مضاعف خواهد شد

فلذا: لازم مي نمايد، به جبران گذشته عنايت لازم مبذول فرمايند. متشكرم.

در روز رأي گيري جوان علاقه مندي از ميان حاضرين پيشنهاد كرد؛ چون ما شناخت لازم از كانديداهاي محترم هيأت مديره نداريم، (خواهش كردند) كانديداهاي محترم هيأت مديره، ضمن معرفي خود، مختصري درباره تعلم و تدريس و عملكرد فعاليتهاي هنري خودشان را بيان نمايند. با عنايت به موضوع روز يعني مردم سالاري، جاي بسي تعجب است كه اين خواسته معقول منطقي مورد قبول واقع نشد؛ ولوله اي به راه افتاد، به حدي كه به وضوح بعضي از اشخاص با ايما و اشاره و حركات نادري كه در شأن جامعه هنري نبود، از دور و نزديك، با نظر مخالفت آميز، كار خودشان را كردند. گردانندگان هم، كه بر سر دوراهي قرارگرفته بودند، اجباراً با سؤالات تلقيني، حاضرين را مخاطب قراردادند و فرمودند چون وقت كم است براي ـ معرفي كانديداها وقت نيست، ممكن است تا پاسي از نيمه شب معطل شويد. كه به تأييد چند نفري بسنده گرديد و به بهانه كمي وقت موضوع منتفي گرديد. بي اختيار شدم، خواستم عليرغم اين تصميم غيرمنطقي، بدون ملاحظه، ضمن اعتراض درخصوص عملكرد گذشته خانه موسيقي و اين رأي گيري نابرابر صحبت نمايم ولي ادب هنري مانع شد. به هر تقدير…

با عنايت به قانون، حمايت از حقوق مؤلفان مصنفان و هنرمندان؛ بايد قبول كرد، كه اولين وظيفه اعضاي محترم خانه موسيقي حمايت از حقوق مؤلفان مصنفان و هنرمندان است. با اين توصيف، وقتي به اين سادگي، حق مسلم رأي دهندگان [اعضاي خانه موسيقي] تضييع مي شود، وقتي در جمع اعضاء خانه موسيقي اجازه صحبت به [كانديداهاي هيأت مديره] نمي دهند، وقتي علمكرد احدي از اعضاء هيأت مديره سابق كه از منتخبين فعلي است، زير چتر حمايتي، بقيه اعضا با همكاري [انجمن موسيقي ايران و مؤسسه ي فرهنگي هنري ماهور] كتاب مرجع موسيقي سنتي، تأليف و تدوين اين جانب رضا وهداني به روايت استاد بزرگ علي اكبر خان شهنازي، معروف به رديف آقاحسينقلي، كپي برداري و با تحريفاتي به چاپ رسانيده اند. جالب اينكه خانه موسيقي هم نسبت به اعتراضات مؤلف سكوت اختيار كرده، به همين دليل، به بهانه هاي واهي از اينجانب دعوت رسمي نفرمودند. چرا بايد خانه موسيقي از كساني كه خود صلاح مي داند دعوت كند؟ با عنايت به مطالب مراتب فوق، چه انتظار شايسته اي از عملكرد آينده، اعضاي محترم هيأت مديره خانه موسيقي، با اين رأي گيري نا

 برابر مي توان داشت؟ آيا به نظر نمي رسد كه اين خانه از پاي بست ويران است… *

 

آخرين مصاحبه با استاد وهداني 2 روز قبل از فوت ايشان  

استاد با وجود اينكه ميدانيم حالتان مساعد سئوال و جواب نيست اما سعي ميكنيم مختصر چند سئوالي از محضر شما بكنيم.

سئوال اول: شما براي كسانيكه موسيقي كار ميكنند چه از شاگردان شما و يا ديگر هنرمندان چه توصيه و نصيحتي داريد؟

استاد: البته خيلي هم معذرت ميخواهم كه الان تكلمم خوب نيست اما تا قدري كه بتوانم پاسخ ميدهم. من از شما و همه شاگردان ديگرم خواهشي كه دارم حداقل هفته اي يك روز يا دو روز تمرين و پراكتيك روي اين رديفها داشته باشيد. اگر در اين راه كوتاهي شود خداي ناكرده از يادتان خواهد رفت.  كتاب كه داريد نوار كه داريد هفته اي يك روز يا دو روز به نوبت يكي از اين دستگاهها و اين آوازها را انتخاب كنيد و در آن روز فقط همان آواز را بزنيد و چيز ديگر در آن روز كار نكنيد تا پايه اصلي و مرجع كار و حس آوازها و دستگاهها را كم كم بدست آوريد. اين رديفها خيلي مهم است موسيقي ايراني كاملترين موسيقي جهان است. فكر نكنيد چيزي در موسيقي غرب هست كه آن در موسيقي ما نيست البته اين بدان معنا نيست كه ما بخواهيم موسيقي ايراني و غربي را مقايسه كنيم اما بايد بدانيم كه كارهايي كه در موسيقي غرب بدان افتخار ميكنند مثل همين تغيير مد و مدلاسيون است كه جناب ميرزا در دوران قاجار همه اين كارها را روي اين رديف كرده افراديكه در سطح بالاي موسيقي هستند و قسمت اعظم تحقيقاتشان روي موسيقي ايران بوده بخوبي دانسته اند كه اين ربع پرده ها چه معجزه اي در موسيقي ماست و با گوش كردن آن چگونه عرفان در وجود آدمي رخنه ميكند.

من از پ‍ژوهشگران موسيقي هم ميخواهم كه صداقت را فراموش نكنند امانتدار باشند و واقعيتها را بگويند به هر حال حرف بدون سند نزنند.  اين رديفها ميراث فرهنگي و مثل تخت جمشيد ماست هر چه هست اين است از آن نه ميتوان كاست و نه افزود .

سئوال دوم: استاد ميدانيم كه شما يكي از بهترين شاگردان استاد علي اكبر خان شهنازي بوده ايد و ايشان ازميان همه شاگردان اجازه انتشار رديفهاي خود را منحصرا" به شما دادند آيا شما خاطره اي از استادتان داريد كه براي ما نقل كنيد؟

استاد: بله اينها همه اثر روح شهنازي است (استاد با چشمهاي گريان) من خاطره از شهنازي زياد دارم اما متأسفانه الان حالم مناسب نيست و توان گفتن آن را ندارم.

شهنازي خيلي كم حرف بود بيشتر حرف گوش ميداد و خيلي ملايم صحبت ميكرد. از اينرو برخي فكر ميكردند كه او خيلي آدم ساده ايست بسياري هم از اساتيد آن زمان مثل مختاري، صبا، برومند و موسي خان معروفي كه مردي پاك نهاد و وارسته بود براي تأييد كارشان و رديفهائي كه جمع آوري كرده بودند طي جلساتي به حضور شهنازي ميرسيدند و از او امضاء ميخواستند در آخرين جلسه شهنازي به آنها گفت: "باباجان (تكيه كلام شهنازي باباجان بود) درب كلاس من به روي شما بازاست اول بيائيد اينها را ياد بگيريد بعد هركاري ميخواهيد بكنيد".                   

حرف اينقدر محكم بود كه اساتيد را سخن ديگري نبود و جلسات بهم خورد و آنها هم نتوانستند امضايي از شهنازي بگيرند. شهنازي يك امضاء در همه عمرش داد و آن هم همان اجازه نامه اي بود كه به من داد و اين امضاء را همسر و دختر ايشان هم با دست خطي تأييد كردند. يادم مي آيد كه وقتي درميان تمام شاگردانش اجازه اين رديف را به من داد تا قديمترين شاگردان ايشان همه تعجب كردند چرا كه از شهنازي تا آن روز كسي نتوانسته بود امضايي بگيرد.

اين رديفها را كه استاد زده بودند هيچكدام از گوشه ها را به اسم معرفي نكرده بودند تمام اينها را دونه به دونه مدت سه سال هفته اي دو روز و سه روز ميرفتم و اسامي آنها را مينوشتم. كسانيكه مدعي هستند چرا اين اسمها را نميدانستند؟.....

دراينجا حال استاد رو به ضعف گرائيد و مصاحبه ناتمام ماند.... *

 

3- سخنراني مهندس همايون خرم در مراسم استاد وهداني در تالار وحدت ارديبهشت 1382                                                              

 در مواردي كه من مجبور شدم صحبتي در سوگ افرادي بكنم هميشه گفتم اي كاش اين جلسات در زمان حيات اين عزيزان بود.

 آقاي وهداني را در همان زماني كه من شاهد و  ناظر بودم كه اين رديف را واقعا" با چه زحمتي تاليف كرد و اي كاش اين جلسه در حضور خودا يشان و به گفته استاد دكتر بوستان جلسه اي بنام گراميداشت ترتيب داده ميشد و اين كتاب نقد ميشد و براي مردم و اهل موسيقي معرفي ميشد.

من خواهش ميكنم از كساني كه دست اندر كار هستند در اين مورد سعي كنند زمان را از دست ندهند. نمي گويم كه اين كار را نمي كنند اما بهر حال زمان را نبايد از دست داد في التاخير و الافات كه ميگويند همين است يعني تاخيراتي كه گاهي اشكالاتي ايجاد ميكند.

آقاي وهداني در رشته اي كه كار ميكردند به نظر مي آمد با رشته اي كه ما كار ميكرديم به اصطلاح در موردي مشترك نبود اما اهل موسيقي ايراني همه با هم يكنوع همدلي دارند.

 من از زمان جواني آقاي وهداني را ميشناسم براي اينكه آنموقع من پيش آقا علي اكبر خان شهنازي ميرفتم ايشان يك اركستري ترتيب داده بودند ودر آن اركستر از ما هم دعوت شده بود كه همكاري داشته باشيم خود آقا علي اكبر خان اين اركستر را اداره ميكرد و آنجا من شاهد بودم كه چقدر آقاي وهداني مورد عنايت استاد بود.

اين مورد عنايت بودن استاد هم مسئله ايست ها !

يعني شاگرد زياد مي آيد ولي بعدها بعضي از اينها منشاء اثري ميشوند حالا آثار متفاوت است يا آثار صوتي بر جا ميگذراند – كتاب مينويسند –شاگرد تربيت ميكنند و يا مجموعه اينها ميشوند. و مطمئن باشيد همه كساني كه توفيقاتي در رشته هاي مختلف بدست مي آْورند البته در رشته هاي علمي هم شايد همين باشد. اما در موسيقي وقتي تحقيق ميكنيم ميبينيم اين افراد كه منشاء اثري شدند كساني بودند كه مورد توجه استاد بودند.

و البته استاد هم بيدليل كسي را مورد توجه قرار نميدهد در او چيزي ميبيند يا پرسشگري خوبي دارد يا ميبيند درسش را بخوبي ارايه ميدهد كه درس بعدي را استاد بيشتر به او ميد هد

و گاهي مجموعه اين درسها را شاگردي به صورت درس جديدي به استاد ارائه ميكند و از تمام اين جمع كارهاي نوظهور و بديع بدست ميدهد.

آقاي وهداني را من شاهد بودم كه  مورد توجه استادش بود و شما ببينيد همين كه بطور مستند استادش بنويسد كه ايشان ميتواند نوشته هاي من يعني رديفهاي مرا بنويسد اين بسيار ارزش دارد. خصوصا" كساني كه با روحيه حاج علي اكبر خان يعني پسر ميرزا حسينقلي آشنايي داشتند ميدانستند كه ايشان در مواردي بسيار دقيق بودند البته ايشان آدم دقيقي بود اما در مواردي بسيار دقيقتر رفتار ميكردند بخصوص در مورد مسئله آثارشان.

بهر حال وقتي كتاب ايشان را بدست من دادند يك برخوردي راجع به همان كتاب با هم پيدا كرديم و من ديدم كه اين عزيز بسيار زحمت كشيده البته من متأسفانه وقت نكردم همه كتاب را ببينم اما ديدم كه خيلي كار كرده و بخصوص كه اجراي خود آقاي شهنازي را گرفته و همان را به نت كرده.

البته به نت كردن چيزي مثل آواز كار آساني نيست و از نظر فني فرق دارد اما ايشان آنچه كه توانسته ودر حد مقدور و ميسور بود در همان ورقي كه زدم احساس كردم انجام داده.

 همانطور كه الان همه گفتند آقاي وهداني در تدريس و تربيت شاگرد هم زحمات زيادي كشيده از همه اينها گذشته آنچه كه همه عزيزان به آن توجه دارند خلق خوش انسانهاست و مسائل رفتاري يك هنرمند است و اين مرد عزيز از لحاظ رفتار و كردار، برخورد، تواضع و از همه بالاتر از لحاظ بي ادعا بودن  بقول معروف :

با مدعي مگوييد اسرار عشق و مستي                           تا بي خبر بميرد در رنج خودپرستي

  همينكه طرف مدعي شد مسلما" هنوز به كمال نرسيده معذالك يكبار نديدم ايشان مدعي چيزي باشد درحاليكه در كار خودش ميتوانست مدعي باشد. بنده اين را بعنوان يك اهل موسيقي عرض ميكنم بهرحال گفتني زياد است و الان نبايد بيشتر از اين وقت عزيزان را گرفت من خيلي متأثرم كه ما اين عزيز را از دست داديم با اينكه گاهي فكر ميكنيم 70 سال عمر عددي است، اما براي انسانهائي كه ميتوانند مفيد باشند ده برابر اين 70 سال هم كم است اينجاست كه همان شعر معروف گفت :

از شمار دو چشم يك تن كم                         از شمار خرد هزاران بيش

يعني بعضيها هستند كه يك نفرشان يك ملت است اين فرق ميكند با كسي كه كارش مصرف مواد غذائي است فقط در همين حد و معاشرتهاي معمولي اين فرق دارد با كسي مثل آقاي وهداني كه مشغول تحقيق موسيقي و نوشتن كارهاي استاد شهنازي باشد. درخاتمه اين شعر را از حافظ عرض ميكنم كه هميشنه بايد يادمان باشد:

هرگز نميرد آنكه دلش زنده شده به عشق          ثبت است در جريده عالم دوام ما  *

 

 

صفحه نامه های استاد در حال جمع آوری اطلاعات و آماده شدن میباشد