مكتب موسيقي استاد دکتر رضا وهدانی

 


Home
تاریخ موسیقی (History)
آثار و زندگینامه  (Works)
عکسها (Gallery)
شاگردان  (Students)
CD. & VCD.
آموزش (Instruction)
مکاتیب استاد وهداني (Letters)
تماس (Contact)

 

پيوندها:

بزرگان موسیقی سنتی ایران

سايت استاد محمد رضا لطفي

تاريخ موسيقي معاصر

سايت استاد همايون خرم

سايت  پرهام ناصح پور

سايت كيوان ساكت

سايت استاد ذوالفنون

سايت استاد فرهنگ شريف

سايت استاد روح الله خالقي

گروه كامكارها

سايت جهانشاه صارمي

سايت داريوش طلايي

سايت مجيد درخشاني

سايت حميد متبسم

سايت هنر موسيقي ايران

سايت اخبار موسيقي

سايت محمد رضا درويشي

سايت امين الله رشيدي

سايت پريسا بديعي

سایت  - اکبر گلپایگانی

سایت  - علیرضا افتخاری

سایت  - مسعود خادم

سایت  - گفتگوی هارمونیک

سایت  - هارمونیا
سایت  - هنر و موسیقی
سایت  - مازیار کربلایی

سایت  - آلبوم عکس شجریان

سايت فروشگاه موسيقي

وبلاگ ::تاروسه تار

وبلاگ :: هوشنگ ساماني

(موسيقي ايران زمين)

وبلاگ :: دل آواز

وبلاگ :: یاد استاد

وبلاگ :: گلپــــــا

وبلاگ :: آواز

وبلاگ :: استاد شجریان

وبلاگ :: پیمان ناصح پور

وبلاگ :: همایون شجریان

وبلاگ :: مقــــــام

وبلاگ :: راست پنجگاه

وبلاگ : ایرج

وبلاگ :: دود عود

وبلاگ :: خدای آواز

وبلاگ :: فوتوگرافیک

وبلاگ :: کرشمه

وبلاگ :: شمس تبریزی

وبلاگ :: الفبا

وبلاگ :: نواهای ایرانی

وبلاگ :: چهارمضراب

وبلاگ :: نیواک

 

1-ميرزا صادق جان اسد اوقلو  مبتكر تار آذري از روي تار ايراني(تار شيرازي)

تغييرات سياسی ، اجتماعی و ادبی قرن 19، در بسياری از شهرهای آذربايجان خودنمايی می كرد. يكی از اين

شهرها شوشا بود. آوازه و اين شهر به علت داشتن طبيعت زيبا و افسونگر و فرهنگ مترقی نه تنها در

آذربايجان بلكه در جاهای دورتر از آن نيز پيچيده بود . ادبيات و موسيقی اين شهر توجه سياحان ، اديبان و

 موسيقی شناسان كشورهای اروپای غربی ، روسی و ساير ملل را جلب كرده بود. تابستان ها از گوشه و كنار

 قفقاز، شعرا، نمايشنامه نويسان ، آهنگسازان و موسيقيدانان در آن جا جمع می شدند و در اجرای برنامه های

 تئاتر، كنسرت و مجالس جشن و عروسی شركت می كردند.

شهر شوشا (چچن) مسكن استعدادهای درخشانی در موسيقی و شعر بود و چهره هايی همچون قاسم بيگ داكر،

ميرمحسن نواب و ميرزاصادق اسداوغلو، نجف بيگ وزيراف ، خورشيدبانوناتوان و مشهدی جميل و... نه تنها

 در آذربايجان بلكه در جاهای دورتر از آن نيز مشهور و شناخته شده بودند. در اين خصوص موسيقی شناس

مشهور و- دينوقرادوف برای موسيقی شهر شوشا كه از شهرهای باصفای قره باغ محسوب می شد ارزش

والايی قائل شده و می نويسد:تاريخ موسيقی آذربايجان به وسيله و هنرمندان شوشا خلق شده است


اين هنرمندان موسيقی خود را نه تنها در وطن خود بلكه در ساير ممالك خاوری شناسانده اند.

جا دارد از مجالس موسيقی - ادبی قرن 19 كه در شهر شوشا برپا می شد سخن به ميان آيد

در سال های 1910 - 1872 مجلس فراموشان و يا مجلس خاموشان به رهبری موسيقيدان معروف ميرحسن

نواب و همچنين در سال های 1897 - 1864 مجلس انس به رهبری شاعر معروف آذربايجان خورشيد

بانوناتوان فعاليت گسترده ای داشتند و در ترقی موسيقی آذربايجان نقش بسزايی را ايفا نمودند.

در سال 1921كنسرواتور به پيشنهاد حاجی بيكوف با هدف تحصيل اختصاصی موسيقی ، تربيت متخصصان

 موسيقی اعم از نوازندگان اركستر، معلمان موسيقی ، خوانندگان و آهنگسازان و غيره تاسيس شد و در آن پنج

رشته پيانو، هنرهای آوائی ، نوازندگی اركستر، آهنگسازی و شعبه و موسيقی شرق شروع به فعاليت نمود. در

 بهار 1922 كنسرواتور به صورت آموزشگاهی مستقل تكنيكوم موسيقی ترك تشكيل شد و مديريت آن به

حاجی بيكوف واگذار گرديد.

اين تكنيكوم در به وجود آمدن كادر موسيقی ملی نقش بزرگی ايفا كرد. در سال اول تعداد هنرجويان به هزار نفر

 رسيده بود. خيلی از هنرجويان آذربايجانی بعدها موسيقيدانان برجسته ای شدند.

در اين سال ها هنرجويانی كه در كلاس تار تحصيل می كردند، تئوری موسيقی را ياد می گرفتند، با تاريخ

ادبيات موسيقی دنيا آشنا می شدند و در اركستر سازهای ملی شركت می كردند. در تكنيكوم برای اولين بار

 برنامه و درس برای شعبه و سازهای ملی از طرف اوزيير حاجی بيكوف تعيين و تشكيل گرديد. اين برنامه ها

 برای كلاس های تار، كمانچه و مقامات تكنيكوم موسيقی در نظر گرفته شده بود. در برنامه و كلاس های تار،

 مشق های مخصوص نت ، مقامات ، گام ها و آثار آهنگسازان ، ترانه ها و رقص های آذربايجانی در نظر

 گرفته شده بود. از وقايع مهم حيات تكنيكوم موسيقی ترك ، به نمايش گذاشته شدن كمدی موزيكال آرشين مال

 آلان اثر اوزيير حاجی بيكوف با اشتراك هنرجويان در 22 ماه مه 1926 بود. اين اثر در محل اپرا و تئاتر

 ميرزا فتحعلی آخونداف به تماشا گذاشته شد. اين گروه متشكل بود از هنرجويان رشته تار،

 كه در كلاس حاجی بيكوف تحصيل می كردند.

 


ميرزا صادق جان در يك گروه نوازنده


بسياری از اين موسيقيدانان و آهنگسازان از جمله صادق جان ، حاجی بيكوف و... تغييراتی نيز در سازها و

دستگاه ها و گوشه های موسيقی دادند و سازها و دستگاه هايی خاص موسيقی آذربايجان به وجود آوردند. از

 جمله ، تغييراتی كه ميرزا صادق جان در تار ايجاد كرد. اين شخص نوآور، برای اولين بار در شكل كاسه های

 تار تغييراتی به وجود آورد، منظور وی از اين تغييرات تقويت صدای آن و همچنين نگاه داشتن و نواختن آن

روی سينه بوده است . صادق جان كاسه و تار را نسبتا" عميق كند، از وزن آن كاست ، قطر كاسه و آن را

وسعت بخشيد و شكل كاسه و آن را به شكل بيضی درآورد. اين گونه تغييرات باعث به وجود آمدن دو كيفيت

تازه در تار شد. يكی اين كه باعث تقويت فيزيكی صدای تار شد و ديگر اين كه چون كاسه  بزرگ تار به

 اندازه 100 ميليمتر از بالا به طرف عقب مايل بود، نواختن آن بر روی سينه امكان پذير نبود. در تار جديد با

ازميان برداشتن اين انحنا امكان بر روی سينه نواختن به وجود آمد و در نتيجه امكان بهتر نواختن آن عملی شد.( تا قبل از اين تار به روي زانو نواخته ميشد)

ميرزاصادق تغييراتی نيز در محل جفت شدن دسته با كاسه به وجود آورد، قبل از آن دسته و تار يكسره به

كاسه متصل می شد يا اين كه دسته به وسيله و تكه ای از آهن به كاسه بسته می شد، با اين حال در تار جديد كه

 ميرزاصادق جان سيم های آن را زياد كرده بود به علت كثرت سيم ها ميان دسته و كاسه تار خميدگی ايجاد می

 شد كه باعث ناموزون شدن صدای پرده های تار می شد. ميرزاصادق به خاطر رفع نقصی كه از كثرت سيم

ها ناشی می شد دسته و تار را در دسته و كوتاهی كه از خود كاسه بيرون می آمد، فرو برد و با آن جفت كرد.

 ضمنا_ اين چوب از خميدگی مورد بحث جلوگيری می كرد. تا آن زمان در هيچ يك از آلات موسيقی مشرق

 زمين اين كيفيت موجود نبود. تغييرات به عمل آمده در تار در عالم موسيقی شرق يك نوع نوآوری محسوب می

 شد. ترتيب قرار گرفتن سيم ها، نقش بزرگی در صنعت موسيقی آذربايجان و مخصوصا_ در اجرای مقامات

 ايفا كرده است . سيم های تازه ای كه صادق جان به تار اضافه كرده بود، سيم های زنگ بودند كه به سيم های

 آليكوت معروف شدند.سيم های آليكوت در اجرای موسيقی حرفه ای و مقامات (دستگاه های )

آذری نقش مهمی دارند. هنگام اجرای ملودی ، از اين سيم ها در صورت

لزوم به طور هماهنگ استفاده می شود. در سال های بعد سعيد رستم اف آهنگساز آذربايجانی يك عده دستگاه

ها و مقام های ضربی را برای تار، كمانچه و بالابان و نيز اركستر آلات موسيقی ملی تنظيم كرد، اين مقام ها

عبارتند از: سه گاه زابل ، چهارگاه ، بيات شيراز، شور، همايون ، شوشتر و حيراتی و...

تاری كه صادق جان ساخت و توسعه داد، از نيمه دوم قرن نوزدهم از تركيبات مختلف گروه های آلات موسيقی

 ملی جدا شد و با كمانچه ، قاوال (دف ) و خواننده كه دف را هم او می نواخت ، گروه ديگری تشكيل داد. اين

 گروه نوازندگان خدمات بزرگی در ترقی موسيقی حرفه ای و ملی آذربايجان داشته و در تاريخ موسيقی با نام

نوازندگان سه نفری شناخته شده اند.

در اين گروه های سه نفری ، تار نقش رهبر را در نواختن مقام به عهده دارد و در هنگام نواختن مقام ،

 راهنمای خواننده است و به گوشه ها و نفس های خواننده به موقع جواب می دهد و ملودی يا گوشه ای را كه

خواننده خواهد خواند به او يادآوری می كند و در حقيقت خواننده را به خواندن وا می دارد.

آوازه و اين گروه نوازندگان نه تنها در آذربايجان بلكه در خارج از مرزهای آن نيز پيچيده است . بينوقرادوف

، موسيقيدان مشهور در كتاب خود گروه های سه نفری را با گروه های نوازندگان اروپايی مقايسه می كند و

 نشان می دهد كه در واقع نقش و اهميت آنها كمتر از گروه های نوازندگان درجه و يك اروپا نيست . گروه های

 سه نفری تنها به نواختن ملودی اكتفا نكرده بلكه ضمن همراهی خواننده ، در جای خود از عناصر چند صدايی

 هم استفاده می كنند.

از سازهايی كه در موسيقی آذربايجان استفاده می شود غير از كمانچه ، تار و دف كه قبلا_ به آنها اشاره شد

 می توان قوپوز (كه ساز اصلی عاشق های آذربايجان شرقی است )، بالابان (كه شبيه به نی و آواز آن غمگين

 است )، قارمان ، قاوال يا دف ، قره نی ، تنبك و رباب تركی (كه در همان ديار به كمانچه مشهور است )، را

نام برد و در اركسترهای موسيقی ملی علاوه بر اينها گاهی از پيانو، آكاردئون و قانون نيز استفاده می شود.

قانون ، سازی تخته ای و ذوزنقه ای شكل كه عمق آن در حدود چهار انگشت است . مفتول های زهی بر آن می

 بندند و از هر سه وتر، يك آهنگ استخراج می شود و شباهتی به سنتور دارد. برای نواختن اين ساز به جای

مضراب ، دو انگشتانه فلزی كه در سبابه هر دست جای ناخن را می گيرد به كار می رود. وجود شيطانك

متحرك اين ساز و نرمی سازهای زهی ، قانون را برخلاف سنتور به كوك ثانوی نيازمند نمی سازد.    *

 

تاریخ موسیقی از استاد رضا وهدانی (قسمت اول)

 

 

بنام خدا

براساس قرائن وشواهد تاريخي، كه ازآثارباقيمانده ي ، كتيبه ها وسنگ نبشته ها ، خصوصاً  آثارِ حفاريهاي يكصد سال اخير ، وهمچينن ازنوشته هاي مورخين گذشته ، امـثال هرودت مـورخ يونانـي كريستيّن سن ، خاورشناس بلندپايه دانماركي گزنفون ، و مورخين ، ديگر برمي آيد. در دوران ايران باستان ، هفت سلسله  بشرح ذيل ، حكومت كرده اند.

 1-پيشداديان 2- كيانيان 3- مادها 4-هخامنشيان 5- سلوكيه 6- اشكانيان 7-ساسانيان-

هفت سلسله مذكور ، بنيانگذار تمدن ايران ، ودرپاسداري ، ازفرهنگ و هنر ايران زمين كوشا بوده اند .

نظريّه ، مورخين بلند پايه جهان .

به گونه اي كه مورخين اروپايـي وآمريكايـي درنوشته هاي معتبرخود اعتراف نموده اند ؛ ايرانيّان ، حق بزرگي به گردن بشريّت دارند . و درتحكيم بنيانِ ، فرهنگ و تمدن جهانِ  بعد ، منشأخدمات فراوانـي گرديدند . [خصوصاً در رابطه  هنر موسيقي  كه مورد نظر ميباشد ].

كروسه فرانسوي دركتاب روان ايران (چاپ پاريس ،1951صفحه 10 و11) مينويسد؛ ((‌ اگريك نفرخارجي را رخصت اظهار نظر باشد ، بايدگفت ايران حق بزرگي برگردن بشريّت ، دارد )).

پروفسورپوپ  

رئيس سابق ومدرسه عالي فرهنگ آسيّا ،[در نيّويورك]مؤلف شاهكارصنايع ايران مي نويسد : (( درشصت قرنِ معلوم ، ( فلات ايران ) افكار وفنونـي از خودظاهركرد ،وبه جهانيّـان داده ، كه كمك به متمدن كردن بشر نمود وآدمي را ازسقوط محفوظ داشته است .

جرجي زيدان

 درتاريخ تمدن خود مينويسد : ملّت كهنسال ايران ، چندين قرن پيش از ميلاد مسيح ، بايونان جنگيد است ، واز وسط آسيّا تا مديترانه ، سپاهيّان ومهمّات، به جنگ يونـان فرستاده. عملي كه امروزبزرگترين دولتهاي غرب ازانجام آن تا حدي عاجز مي مانند .

 

استاد دكتريوسف مجيدزاده

 

باستان شناسان ممتاز بين الملي و صاحب نظر در امور باستان شناسي . مؤلّف سه جلد كتاب تاريخ وتمدن بين النهرين ، و آغاز شهر نشيني در ايران0[درمصاحبه مردان ماندگارتاريخ ] شب هنگام 24/11/1380در خصوص تحقيقات خود كه  تنيجه آن سه جلد كتاب ( سال ) مي باشد ؛ در برنامه تلوزيّونـي چين فرمودند : بين النـهرين آغازشهر نشيني در ايران بوده است .

 ايرانيّان قبل ازورود آرياييها ، داراي تمدن بوده اند .

حسب نظريّه استاد مجيدزاده : ازسوفال هاي به دست آمده چنين برميآيد ، كه قبل ازآرياييها ؛ اقوامي در فلات ايران  بوده اند . و هنرسوفالگري آنان  به مراتب ازهنر سوفالگري آرياييها ظريف تر بوده است. بنابراين نتيجه گرفته ميشود كه آرياييها هنر سوفالگري را از قوم قبل ازخود اقتباس كرده اند ؛ بدون اينكه ظرافت هاي سوفالگري اقوام گذشته را داشته باشد .

زردشت ازديدگاه دانشمندان اروپائيِ امروز .

از ك . رمپيس استاد دانشگاه توبينگن . ترجمه .س .نجم آبادي استاد دانشگاه تهران .

كريستيان رمپيس CH . REMPIS    اوستا شناس آلماني پژوهشهاي دانشمندانِ پنجاه سال گذشته را بررسي كرده ونظرخودرا نسبت به ارزش علمي كارهاي آنان با صراحت وبي هيچ ابهام وترديدي بيان داشته است .

 

درمورد دو سلسله ي اوّل ودوّم ، [ پيشداديّان و كيانيّان ] مورخين براين عقيده هستند كه

مدارك كافـي دردست نيست . ..(ادامه دارد)

 

 

شجره نامه موسیقی ایران به روایت از استاد

 

 

خاندان هنر - مرحوم آقا حسینقلی و فرزندان

 

 یحیی تار ساز

 

 

 

استاد علیخان ظهیرالدوله اولین موسس کنسرت وتیاتر(به سبک جدید) و همچنین مبتکر کارهای نو در موسیقی ایران

 

 

علیخان قاجار دولو مملقب به ظهیرالدوله از رجال روشنفکر و خوشنام دربار ناصرالدین شاه، مظفرالدین شاه، محمدعلیشاه و احمدشاه قاجار است. اودر 16 ربیع الاول سال 1281 هجری

قمری در شب تولد پیامبر اسلام (ص) مطابق با 29 مردادماه 1243 در جمال آباد شمیران بدنیا آمد.

علیخان بعد از فوت پدرش محمد ناصر خان ظهیرالدوله درسال 1294 در 14 سالگی علاوه بر دریافت لقب پدر منصب وی را هم که وزارت دربار یا ایشیک آغاسی باشی بود از شاه دریافت کرد و بجای پدر نشست زمانی که 16 ساله شد به امر ناصرالدین شاه با دختر او فروغ الدوله (تومان آغا) که 2 سال از او بزرگتر بود ازدواج کرد و داماد شاه شد.

ظهیرالدوله بعد از مرگ ناصرالدین شاه در سال 1313 قمری تا پایان حکومت قاجار جمعا" 12 بار به حکومتهای مختلف نواحی ایران چون همدان، کرمانشاه، مازندران، گیلان و تهران منصوب شد. او مورد توجه و اعتماد ناصرالدین شاه بود و به نقل از محمدحسن خان اعتمادالسلطنه در مراه البلدان: ظهیرالدوله یکی از اعضای دوازده گانه مجلس شورای اعظم و مجلس تحقیق خاص دولتی بوده است. 

گویند زماني که بیش از 23 سال نداشته بعد از ملاقات با صفیعلیشاه اصفهانی عارف وقت به مسلک درویشان نعمت الهی درمی آید و به اصطلاح درویشی را بر توانگری اختیار میکند و از آن به بعد لقب درباری را از خود بر میدارد و بجای ظهیرالدوله خود را صفاعلی مینامد و احوال و دارائیهای خود را نیز به مستمندان میبخشد.

شیوه او در حکومت برخلاف اکثر رجال آنروزگار که به روش فئودالی و ظلم وجور و گرسنه نگاه داشتن مردم بوده همواره با عطوفت و مهربانی ذکر شده و ازااینرو درمیان مردم و علمای آنروز جایگاه والائی داشته است.

ظهیرالدوله در انقلاب مشروطه از طرفداران اطلاحات و تأسیس مجلس بوده و اولین مجلس شوری مردمی را در همدان قبل از مجلس شورای ملی تأسیس کرد و از نمایندگان اصناف و پیشه وران برای اداره شهر دعوت کرد.

محمدعلیشاه همزمان با به توپ بستن مجلس، خانه و خانقاه اورا كه مكان مبارزين بود نیز در تهران به توپ بست و ویران کرد.

ظهیرالدوله مردی خوش طبع و شاعر و هنرمند نیز بوده است و اشعاری زیبا و آثاری ادیبانه از او یادگار مانده است. وي از مشوقان هنر بوده و انجمن اخوت به رياست وي اولين سازمان رسمي در 130 سال پيش بوده كه اولين كنسرتها و سالتهاي هنر مثل گالريهاي نقاشي و عكاسي را در كشور داير كرد او شاعري توانا و موسيقيداني برجسته بود و سازهاي ويولون و پيانو را بخوبي مينواخت و در مساقرت به فرانسه به همراه مظفرالدين شاه كنسرتي نيز در حضور پادشاه فرانسه اجرا كرده بود و صفحاتي نيز پر كرده كه اكنون در دست نيست. از او نمايشتامه هايي انتقادي نيز روايت كرده اند كه در دوران مشروطه موچبات خشم محمد عليشاه شده بو