تراژدی خرید تار
چندی پیش که به سفارش کسی برای خرید تار مامور شدم دوباره عزا گرفتم... وای
خدایا یعنی باز باید از بین هزار تار نتراشیده نخراشیده یکی را انتخاب کنم؟
هر چه سعی کردم از زیر این کار وحشتناک در برم نشد که نشد آخر میدانید
راستش برادرم بود و به قول خودش یعد از سالها چیزی از ما خواسته
بود....میدانید که چی میگم؟
القصه آخر به همه جا سر کشید مو ده ها تار دیدم... حتما" سرت اومده..
گرفتار شدی .. نه؟ مهرهای معروف و غیر معروفی
میبینی که به نوعی
مثل هم هستند وفرقی با هم ندارند اما مهم این است که کدام استاد کدام مهر
را حمایت میکند.. آره از همون قصه های معروف
.. نگم بقیشو خودت میدونی... .
بالاخره فلان تار روبا مهر مثلا"معروف "ع" بر میدارم و مضرابی به تار میزنم.. نمیدانم؟!..
خدایی فرقی با تار ساخت غضنفر خودمان ندارد.. اما از طرفیم مهر خیلی مهره آخه...!
تازه فلان استاد هم تو کنسرتش از این مهر تار زده.. و مهری به آن دارند...! تو
کی هستی که نظر بدی و چه عقلت میرسه که به کار اساتید
مداخله یکنی..؟! خلاصه تو همین فکرایی
و با استاد عالیمقام تو خیالت هی داری بحث میکنی که صدا در میاد که ؟
-آخه اصلا" بگو
بودجت چندته..؟
-
والله آقا گفتن حدود 400
تومن..؟-
چی..؟!
کی گفته...؟
-اونی
که میخود بخره ....-
خوب
400 تومن که چماقم نمیدن بزنی تو سرت پسر جان.. ؟ خوب چیکار کنم.. .؟ - حالا
این تار ساخت "ش" رو بردار 450 تومنه سیم گیرش کج گذاشته
اما خب تار ارزون همینه دیگه -
چماق
رو بر میدارم .مضرابی میزنم..خوب صداش بد نیست مثل همون اولیه حیف که سیم
گیرش کجه و شیتونک هم قلمبه شده 2 تا گوشیها هم نمیپیچه 2 تاشم هرزه
کوک نگه میداره.. یکی نیست بگه آخه استاد جون تو که زحمت و
کشیدی کاسه رو با اون زحمت در آوردی این دو سه تا خورده کاری رو هم درست
تموم میکردی دیگه چی میشد آخه..؟!...( میگن ایرانیا خوب شروع میکنن بد تموم
میکنن الکی ضرب المثل درست نمیشه بخدا)... تو این فکرا بودم که باز صدای
فروشنده در اومد گفت بیا اینم یک تار دو مهر "ک" ..این یکی تراش بدی نداشت
..رفتم سراغ دسته... خوب بالا دسته هم خوب بود و هم شکیل.. بدکی نبود.. اما پایین
دسته انگار که قانقاریا گرفته باشه نازک و لوله مال شده بود.. مضرابی
زدم اینم عین همون تار مهر "ش" بود یک
هوا صدا بم تر یک کمی هم تمیز تر اما صداش همون خرت و خرت
سازهای دیگه رو داشت( خوب دیگه بالاخره بودجم کمه دیگه..! زیر یک ملیون که
ساز خوب نمیدن باید قبول کنم که..مقصر منم! سازنده بدبخت چه تقصیری
داره! اون بيچاره مجبوره كه سیم گیرساز 400 نومنی رو کج بذاره وسیم
گیر ساز 800 تومنی هم هر عاقلی میدونه که صافه !! غیر از اینه.؟!.) خلاصه جونم براتون بگه چند مضرابی هم به پایین دسته زدم صدای آجر
میداد اما خوب برای تازه کار بدکی نیست.. گفتم این چند؟ فروشنده که انگار
فکر کرد من خوشم اومده گفت دو مهر داره دیگه.. بده 800 اما عوضش یک عمر کار
میکنه...گفتم خوب آره معلومه هر کسی میدونه که دو مهرها دوامشون بهتر از یک مهره! .
خلاصه دردسرتون ندم بالاخره بعد از بالا و پایین کردن زیاد مجبور
میشی یک غلطی بکنی دیگه... خدا بروز چکنم گرفتارت نکنه
پسر زمانی میشه که نه راه پس
داری نه راه پیش.... سرانجام چشمهایت را بر هم میگذاری وپول
را در کف فروشنده قرارمی دهی و خود را از رنج گشتنهای مصیبت بار
میرهانی و به تاری ممهور به مهر عجیب
و غریبی که تا حالا
گوش فلک نشنیده رضایت میدهی
مثلا" چمیدونم... یک مهری به اسم چماقی یا چماقلو یا
گرزخانی...
.... تازه همينا با هزار قرو قنبيله يك سرو گردن هم برات دراز ميكنن و مدعين كه استادي نداشتن و خودشون يه تكامل رسيدن و اين امداد
غيبي به اونا رسيده .. حالا دل شير ميخواد كه بگي : استاد جون
قربون اون چپقي پيپت برم توكه يه توتستان بی زبونو وقلع و قمع كردي تا اين كمالات و
دريافتي ... محيط زيستي هم كه نداشتيم همون 2 تا درختم كه صفايي ميداد از
بيخ و بنياد كندي و تبديل به گرز رستم كردي كه پدر جان! ... مثل
همين غضنفر خودمان كه سازهاي قديميشو كه ساخته ميبرن پيشش از
بيخ منكر ميشه كه كار اونه..و ميگه مهر تقلبيه! تارهاي جديدش هم تا
كاسه رو خالي ميكنه و ساز بر ورويي ميگيره انقدر هول و دستپاچه است كه زودي
يه دسته كلنگ سوار ساز ميكنه و پرده رو بسته و نبسته وسيم تابيده و نتابيده
با يك عدد پوست نازك (كه مثلا" تار بخونه) و خرك پلاستيك كار و جمع و جور
ميكنه 2 عدد مهر طغري كه گويي مهر امير نظامه يكي به دسته و يكي به
كاسه الصاق و... بدو طرف بهارستان... برين كنار كه يحيي خان
اومد.... اما واقعا" این سوال همیشه برام مطرح بوده آیا اینا که تار
گرونقیمت را از یحیی یاد گرفتن آیا مثل یحیی وجود اینو دارن که
اگه تارشون
مثل تارهای دیگه نبود اونو بندازن تو اجاق یا همونم پول میکنن؟؟
.... اي بابا باز من چونه دراز هنوز دارم فك ميزنم اصلا" به من چه
بابا.. خودم
كلامو دو دستي بگيرم باد نبره....والله بخدا ..پس فردا ديدي
یک بلا ملایی سرمون اوردن چمیدونم مثلا" یهو دیدی تقاره تارمون
به عللي نامعلوم مثلا" اتصال برق تركيد و كار داد دستمون!...
والله حوصله نداریم آخه يكي نيست بگه تو
اصلا" چيكاره حسني؟
كجا بودم باز ؟ يادم رفت ؟! آهان تو مغازه بودم.. بله... آقايي كه
شما باشين و خانومي كه ايشون باشن.. باز دلم نیومد پول بدم ..گفتم حالا باز میام خدمتتون....برم به طرف
بگم که 800 میتونه بده ؟ نمیتونه بده؟
خلاصه من خوش سلیقه ولی کم پول با
هزار وسواسی هم که دارم باز نتوانستم به این تارها خودمو راضی کنم...
اما احساس میکردم حسابی آچمز شدم و گیر کردم اگه بخرم دردسر
اگه نخرم که اونم یکجور مصیبت میشه وحرف
و حدیث
....تو
همین افکار بودم که همکار صاحب مغازه یک تاردیگه داد دستم اما
ایندفعه تا ساز رو
گرفتم به دلم نشست باورش مشکل بود انگار سازنده به همه جای ساز با حوصله
فکر کرده بود.. دسته از بالا تا پایین بسیار خوش تراش ، سرپنجه حتی من وسواسی رو هم راضی میکرد تاج سر پنجه در کمال وقار و زیبایی و با اندازه
موزونی کار گذاشته بود و سیم گیر و خرک هم در نهایت خوش تراشی بودند.
چیزهایی که این روزها سازندگان خیلی کم به آن توجه میکنند.. نمیدانم شاید
هم نمیتوانند خرکهای خوش تراش بسازند! (حالا اگر جرات داری اینو بهشون
بگو! با همون چماق معروف که ذکرش گذشت میزنن تو سرت) .... به هر حال حداقل برای من که چندین
تار یحیی و جعفر و عباس و... رو دیدم و با تار
مرحوم علیجان یزرگ شده بودم دیدن این تار جالب بود و به قیمتش می
ارزید سازنده همچون تار سازان قدیم نه تنها کاسه بلکه همه اجزای ساز از
تاج سرپنجه گرفته تا سیم گیر را در نهایت استادی و دقت ساخته بود ... گویی
همه جای ساز با فکر و سر فرصت ساخته شده بود...صدا هم نسبتا" خوب و شیرین
بود گرچه ساز نو بود اما معلوم بود که با گذشت زمان بهتر هم میشود....ساز
در آغوشم جای گرفت حتی با وجود کاسه بزرگ بودن روی سینه هم به راحتی نواخته
میشد.. گویی نسبتهای عدد طلایی در هنر کاملا" رعایت شده...رگه های تار هم
چهار گل و زیبا بود.... گفتم تار ساخت کیه..؟- گفت:
..ساخت آقای .... قیمتش هم 850
تومنه خیلی خوش ساخته همینو بر دار...
اما من . اسم .... نشنیده بودم ....؟؟
آهان یادم اومد یکی دو دفعه تو اینترنت دیدم مثل اینکه
کارگاهش طرفای مشهد
باشه....گفتم کجاست؟ کجاییه ؟ کارگاهش کجاست...؟ گفت میگن خراسونیه؟
نمیدونم؟ بزار بپرسم...؟ خواستم بگم باشه فهمیدم..که داد زد:
اوستا: فلانی کجاست؟ جواب رسید که قوچانیه....هنوز داشتم به ساز مضراب میزدم.. که
گفت آقا میگه قوچانیه..بی اختیار گفتم آفرین. آفرین به خراسان..آفرین
به نیمروزجهان.. چشم و چراغ همیشه علم و هنر ایران
آقای .... عزیز من شما را نمیشناسم اما هر کجا هستی دست مریزاد و خسته
نباشید. همینطوری کار کن.. بزار یک صنعت کار بمونی ترو خدا تو یکی
دیگه یازاری
نشو ژست وقیافه استادی هم نگیر تو انجمن فلان و کانون فلان و خانه
بهمان و سمینار نجارا و نشست اساتید هم نرو ضمنا" تار صد
تومنی و سیصد تومنی و پانصد تومنی و یک مهر و دو مهر ویک ونیم مهرو سه مهر
و چهار مهر وسیم گیر کج و سیم گیر راست هم نساز.
کارگاه سری کاری و مهر زنی هم دایر نکن..انصاف
پیشه کن وبدان که درستی و صداقت تقسیمات و بخش بندی نداره به همه
تارهات
شخصصیت بده و آنها را خوب بساز.. ... سپاس